|
امام على عليهالسلام :
حُبُّ الدُّنْيا يُفْسِدُ الْعَقْلَ وَ يُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سَماعِ
الْحِكْمَةِ وَ يوجِبُ اَليمَ الْعِقابِ
دل بستگى به دنيا، عقل را فاسد مىكند،
قلب را از شنيدن حكمت ناتوان مىسازد
و باعث عذاب دردناك مىشود.
انسان و اختيار
فعلى كه انسان انجام مىدهد يكى از پديدههاى جهان آفرينش است و پيدايش آن مانند ساير پديدههاى جهان بستگى كامل به علت دارد و نظر به اينكه انسان جزء جهان آفرينش و ارتباط وجودى با اجزاى ديگر جهان دارد،اجزاى ديگر را در فعل وى بى اثر نمىتوان دانست،مثلا لقمه نانى كه انسان مىخورد،براى انجام اين فعل چنانكه وسايل دست و پا و دهان و علم و قدرت و اراده لازم است،وجود نان در خارج و در دسترس بودن و مانع نداشتن و شرايط ديگر زمانى و مكانى براى انجام عمل لازم است كه با نبودن يكى از آنهافعل غير مقدور است و با تحقق همه آنها (تحقق علت تامه) تحقق فعل ضرورى است.
و چنانكه گذشت ضرورى بودن فعل نسبت به مجموع اجزاى علت تامه منافات با اين ندارد كه نسبت فعل انسان كه يكى از اجزاى علت تامه است نسبت امكان باشد.
انسان امكان يعنى اختيار فعل را دارد و ضرورى بودن نسبت فعل به مجموع اجزاى علت موجب ضرورى بودن نسبت فعل به برخى از اجزاى آن كه انسان است نمىباشد.
درك ساده و بىآلايش انسان نيز اين نظر را تأييد مىكند،زيرا ما مىبينيم مردم با نهاد خدادادى خود ميان امثال خوردن و نوشيدن و رفتن و آمدن و ميان صحت و مرض و بزرگى و كوچكى،بلندى قامت،فرق مىگذارند و قسم اول را كه با خواست و اراده انسان ارتباط مستقيم دارد در اختيار شخص مىدانند و مورد امر و نهى و ستايش و نكوهش قرار مىدهند بر خلاف قسم دوم كه در آنها تكليفى متوجه انسان نيست.
در صدر اسلام ميان اهل سنت در خصوص افعال انسان،دو مذهب مشهور بود،گروهى از اين روى كه افعال انسان متعلق اراده غير قابل تخلف خداست،انسان را در افعال خود مجبور مىدانستند !و ارزش براى اختيار و اراده انسان نمىديدند و گروهى انسان را در فعل خود مستقل مىدانستند و ديگر متعلق اراده خدايى نديده از حكم«قدر»خارج مىشمردند.
ولى به حسب تعليم اهل بيت كه با ظاهر تعليم قرآن مطابقت دارد،انسان در فعل خود مختار است ولى مستقل نيست،بلكهخداى متعال از راه اختيار،فعل را خواسته است و به حسب تعبير سابق ما:خداى متعال از راه مجموع اجزاى علت تامه كه يكى از آنها اراده و اختيار انسان مىباشد،فعل را خواسته و ضرورت داده است و در نتيجه اينگونه خواست خدايى فعل ضرورى و انسان نيز در آن مختار مىباشد،يعنى فعل نسبت به مجموع اجزاى علت خود،ضرورى و نسبت به يكى از اجزاء كه انسان باشد،اختيارى و ممكن است.
امام ششم (ع) مىفرمايد:«نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى است ميان دو امر» (1) .
پىنوشتها:
1ـ (بحار،ج 3،ص 5) و از امام ششم (ع) از يزيد شامى از امام هشتم (ع) و امام پنجم و ششم (ع) فرمودند:«خدا به آفرينش خود مهربانتر از آن است كه آنان را به گناه اجبار كند و پس از آن عذاب كند.و خدا عزيزتر از آن است كه امرى را بخواهد و نشود»، (بحار،ج 3،ص 6)
و باز امام ششم مىفرمايد:«خدا اكرم از آن است كه مردم را به چيزى كه قدرت ندارند تكليف كند و اعز از آن است كه در ملك او امرى بوجود آيد كه وى نمىخواهد»، (بحار،ج 3،ص 15) اشاره به دو مذهب جبر و تفويض است. ادامه مطلب |